اهداف: مقايسه اثر واكسيناسيون BCG بر القاي توليد نيتريك اكسايد توسط ماكروفاژهاي صفاقي موش BALB/c آلوده به ليشمانياماژور در دو روش ركتال و يرجلدي.
روش ها. گروههاي 20 تايي از موشهاي نر حساس BALB/c را با واكسن BCG در دزهاي
مناسب از مسير ركتال و زيرجلدي واكسينه كرديم. يك ماه بعد به گروههاي آزمایش واكسن
Autoclaved Leishmania major+ alum (ALM+alum) را به شكل زير جلدي تزريق كرديم. پس از تزريق يادآور (21 روز بعد) موشها را با تزريق 105 انگل ليشمانياماژور در ناحيه كف پا آلوده و روند پيشروي زخم را به طور هفتگي بررسي كرديم. ميزان توليد نيتريك اكسايد را در هفته هاي 3، 6 و 9 پس از آلودهسازي، در مايع رويي كشت ماكروفاژهاي صفاقي گروههاي آزمایش سنجيديم و بيان آنزيم القاكننده نيتريك اكسايد را به روش ايمونوبلات نشان داديم.
يافتهها. تحريك سيستم ايمني پس از واكسن BCG در هر دو گروه به شكل افزايش پاسخ ازدياد حساسيت تاخيري مشخص شد. سه هفته پس از آلودهسازي با ليشمانيا در هر دو گروه واكسن BCG تحريك توليد نيتريك اكسايد صورت گرفت. اما پس از آن گروههاي واكسن BCG نوسان زيادي را در توليد نيتريك اكسايد پشت سر گذاشتند كه منجر به غلبه بيماري در گروه BCG زير جلدي شد ، كه مشخصه آن كاهش توليد نيتريك اكسايد همراه با افزايش انگل (P≤0.05) در بدن بود. گروه ركتال در روشي متفاوت توانست با حفظ و افزايش پاسخهاي ضد ليشمانيايي مقاومت بالايي نشان دهد.
نتيجهگيري. واكسيناسيون BCG از راه ركتال ميتواند نسبت به مسير زيرجلدي ميزان نيتريك اكسايد بيشتر و پايدارتري ايجاد كند و با فعال كردن مكانيسم كشندگي ليشمانيا توسط ماكروفاژ سبب حفاظت عليه بيماري گردد.